در این سکوت شکسته ام بیا صدایم کن بیا دوباره مرا چون ستاره در دل شب برای آن که بینی زوال قلب مرا چه دردی می کشم تو را به حرمت عشق بیا که بی تو در این اضطراب خواهم مرد
بیا از این شب بی انتها جدایم کن
درون بستر هفت آسمان رهایم کن
بپای حضرت چشمت بیا فدایم کن
به اسم اعظم دل با غزل روایم کن
دگر از این همه دلواپسی رهایم کن
+ نوشته شده در دوشنبه سوم مهر 1385ساعت 4:56 بعد از ظهر توسط سمیرا |