دریای کرانه ی نا پدید عشق باز اندر آوردم به بند کوشش بسیار نامد سودمند عشق دریایی کرانه ناپدید کی توان کردن شنا ای هوشمند عشق را خواهی که تا پایان بری بس که بپسندید باید نا پسند زشت باید دید و انگارید خوب زهر باید خورد و انگارید قند توسنی کردم ندانستم همی کز کشیدن تنگ تر گردد کمند
+ نوشته شده در یکشنبه پنجم خرداد 1387ساعت 3:3 بعد از ظهر توسط سمیرا |